۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

چشمانت

چشمانت،

صدای سکوتی دیرینه ...

سکوتی که هزاران صدا در پس هر نگاه به همراه دارد،

دردی دیرینه ، عمیق،

پر از حرفهای ناگفته...

در روشنایی وجودت ، غوغایی برپا کن،

به تحقیرهایی که بر تو روا داشته اند پایان ده...

مشتی بر زمین زن و بلند شو،

که وجودت خواستار روشنایی ست ،

نور...

طاقت بیار ، طاقت بیار ، دگر چیزی نمانده...

دگر چیزی به انتهای این سکوت دردناک باقی نمانده...

طاقت بیار...

با صدای سکوتت ، ای قویترین صداها،

بشکن دیوار غم را،

بشکن دیوار ظلمت را ،

که وجودت خواستار نور است..

هیچ نظری موجود نیست: