و خاطرات
آن خاطرات کهنه ی باهم بود
خاطراتی را که در گذر از خیابان
در لیوانی کاغذی
جمع می کردیم...
غافل اینکه
تمام مسیر
لیوان ، سوراخ بود و خاطرات....
من هنوزم به دنبال آنم...
ارسال یک نظر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر