۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه

سکوت سرد

آه می کشد سکوت

فریاد ، می نالد امشب

آسمان فریاد کنان از دیروز

خنجری در دل دارد امشب

اما غرق در سکوت...

فریادها

گم می شوند در آواز وحشیانه ی ناله ها،

زوزه ی گرگ زخمی.

می خراشد گوش آسمان را ،

صدای تیز و تیغ اندود سکوت.

فرو می برد آخته خنجری را در دل،

دهان خون آلوده ی سکوت ،

می جود شیشه،

صدای غژ غژ اش در مغزم

شرُ شُر خونآبه...

آه

سکوت در دل خنجری دارد،

درد،

درمانی ندارد.

آه

فریاد

فریاد

فریاد

می نالد امشب.

سکوت،

فریاد کنان از دیروز،

سکوت امشب، فریاد دیروز است

کشتی به گل نشسته ی فردا...

آه

سکوت

سکوت

سکوت

دلش آسمانی ست

آسمان اش اما

زخم های اش فریاد می کنند

ناله های اش سکوت...

۸ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
بازدید کننده خیلی کم داری
ناراحت شدم

نورمحمدی گفت...

نشانی را فراموش کردم
http://www.oshagh.com

Green Heart گفت...

ممنون آقای ناشناس
بله
خیلی

erfane گفت...

دلم تنگ شد برای وبلاگت ... جدید نمینویسی مجبورم هی اینو بخونم :)
بازدید کننده کم نداری... نظر دهنده کم داری !

Green Heart گفت...

ممنونم عرفانه جان
:)
آره خیلی کمه
نمیدونم چرا
;)

shamim گفت...

mese hamishe ostafi kam avardim
shamim

sh گفت...

ostad man kam avorda:)

Green Heart گفت...

ey baba
in che harfie
ma shagerdim :)