آه می کشد سکوت
فریاد ، می نالد امشب
آسمان فریاد کنان از دیروز
خنجری در دل دارد امشب
اما غرق در سکوت...
فریادها
گم می شوند در آواز وحشیانه ی ناله ها،
زوزه ی گرگ زخمی.
می خراشد گوش آسمان را ،
صدای تیز و تیغ اندود سکوت.
فرو می برد آخته خنجری را در دل،
دهان خون آلوده ی سکوت ،
می جود شیشه،
صدای غژ غژ اش در مغزم
شرُ شُر خونآبه...
آه
سکوت در دل خنجری دارد،
درد،
درمانی ندارد.
آه
فریاد
فریاد
فریاد
می نالد امشب.
سکوت،
فریاد کنان از دیروز،
سکوت امشب، فریاد دیروز است
کشتی به گل نشسته ی فردا...
آه
سکوت
سکوت
سکوت
دلش آسمانی ست
آسمان اش اما
زخم های اش فریاد می کنند
ناله های اش سکوت...
۸ نظر:
سلام
بازدید کننده خیلی کم داری
ناراحت شدم
نشانی را فراموش کردم
http://www.oshagh.com
ممنون آقای ناشناس
بله
خیلی
دلم تنگ شد برای وبلاگت ... جدید نمینویسی مجبورم هی اینو بخونم :)
بازدید کننده کم نداری... نظر دهنده کم داری !
ممنونم عرفانه جان
:)
آره خیلی کمه
نمیدونم چرا
;)
mese hamishe ostafi kam avardim
shamim
ostad man kam avorda:)
ey baba
in che harfie
ma shagerdim :)
ارسال یک نظر