گذر تاریخ از کوچه های خاطره
کوچ پرستوها
از کوچه پسکوچه های بهار
پر گرفتن خاطرات
پروازشان بر فراز آسمان ذهن
رفتنشان از زمین یاد
فرودشان بر دربازه های خاموش فراموشی
کوچ بهار از بهار
به کوچه پسکوچه های گم
به باغ های نا پیدا
مرگ بهار ،
بوی تند کافور
یا بوی گند مرگ؟!
ساختمان های قناص فراخ غولپیکر دست به آسمان برافراشته
تا به کجا؟؟
تا به کجا قتل؟!
قتل بهار
قتل گل
قتل خاطره
قتل پرستو
قتل مرگ؟؟
ای سیم های درهم تنیده ی ضمخت برق
تا به کجا
پیچیدن به دور شاخساران امید؟
تا به کجا
خاموش کردن شعله های آرزو؟
ای سیم های درهم تنیده ی خفقان
ای سیمهای لخت بی احساس
بترسید از پایان فصل سرد
از خشم امید
اشک آرزو
خروش بهار...